چه كسي باور مي كندشبنم عشقت راآفتاب سوزان دوريت كشت.
چه كسي باور مي كند
شبنم عشقت را
آفتاب سوزان دوريت كشت.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت1:8توسط شكرانه | | شبي در ميان باد و باران عشقت را در دلم كاشتم و حالا عمريست اشك درو مي كنم. +نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت1:0توسط شكرانه | | پشت ديوار فاصلهصداي گامهايت هنوز مرا پر از عشق مي كند. +نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت23:57توسط شكرانه | | تك گل من ديشب در ميان باغچه ا ي خاك آلود تك گلي را ديدم كه با باد مي جنگيدسحرگاهانگل پيروزشبنمي بر رومي خنديد. +نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت22:55توسط شكرانه | |
شبي در ميان باد و باران عشقت را در دلم كاشتم و حالا عمريست اشك درو مي كنم.
شبي در ميان باد و باران
عشقت را در دلم كاشتم
و حالا عمريست اشك درو مي كنم.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت1:0توسط شكرانه | | پشت ديوار فاصلهصداي گامهايت هنوز مرا پر از عشق مي كند. +نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت23:57توسط شكرانه | | تك گل من ديشب در ميان باغچه ا ي خاك آلود تك گلي را ديدم كه با باد مي جنگيدسحرگاهانگل پيروزشبنمي بر رومي خنديد. +نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت22:55توسط شكرانه | |
پشت ديوار فاصلهصداي گامهايت هنوز مرا پر از عشق مي كند.
پشت ديوار فاصله
صداي گامهايت
هنوز مرا پر از عشق مي كند.
+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت23:57توسط شكرانه | | تك گل من ديشب در ميان باغچه ا ي خاك آلود تك گلي را ديدم كه با باد مي جنگيدسحرگاهانگل پيروزشبنمي بر رومي خنديد. +نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت22:55توسط شكرانه | |
تك گل
من ديشب در ميان باغچه ا ي خاك آلود تك گلي را ديدم كه با باد مي جنگيدسحرگاهانگل پيروزشبنمي بر رومي خنديد.
تك گلي را ديدم كه با باد مي جنگيد
سحرگاهان
گل پيروز
شبنمي بر رو
مي خنديد.
+نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند 1389ساعت22:55توسط شكرانه | |
Themes Weblog ساعت هفت قالب های جدید
تعداد بازديدها: